آسمان دست صاحبش افتاد
آسمان دست صاحبش افتاد
مثل آن اسکناس هایی که
تویِ قلّک شدند زندانی
مثل آن سکّه ها که در یک تُنگ
شکلِ پولک شدند زندانی
داخل حجره ی پرنده فروش
یک پرنده به جرم زیبایی
هم نفس با قفس فقط شده است...
کنج زندان ، رفیقِ تنهایی
قلّکم با دلم دو سه روزی است
مثل یک دوست ، همکلام شده!
مثلِ اشکِ پرنده های اسیر
طاقتِ قلّکم تمام شده
دوست دارد که بغض تلخش را
بشکند ، سکه سکه گریه کند
اشک های گرانبهایش را
در هوای پرنده هدیه کند
...
قلّکم مثل آن پرنده ی شاد
بال و پر زد برای آزادی
آسمان دست صاحبش افتاد
همچنان در هوای آزادی
مسعود طاهری عضد

+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۷/۰۸ ساعت توسط مسعود طاهری عضد
|
این وبلاگ به کوشش اینجانب از اعضای انجمن ادبی یلدا(همدان/تاسیس ۱۳۸۹)جهت ایجاد رونوشتی از تولیدات انجمن ادبی یلدا در حوزه ی شعر و ادبیات کودک تولید و طراحی می گردد.تا با درج آثار و نقد ها و اخبار مربوطه ضمن تولید یک ایستگاه شعر خوانی و نظر خواهی از شما دوستان سعی گردد نموداری تا حد لازم نزدیک به سازو کار ادبیات کودک در این ایام به خصوص در همدان و به ویژه انجمن ادبی یلدا در اختیار علاقمندان قرار دهد.شایان ذکر است بی نیاز از نظرات و پیشنهادات و انتقادات سازنده ی شما نیستیم.